پیروز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروز کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اِفازه . (زوزنی ). مظفر ساختن . فیروزی دادن . غالب گردانیدن . فاتح ساختن : مرا گر جهاندار پیروز کرد شب تیره بر بخت من روز کرد. فردوسی . شبان سیه تیره مان روز کرد که مان بر همه کام پیروز کرد. فردوسی . مرا گر جهاندار پیروز کرد شب تیره بر بخت من روز کرد. فردوسی .