پیروز گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروز گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) ظفر یافتن . پیروز شدن . غالب آمدن . دست یافتن . چیرگی یافتن . فاتح آمدن . پیروز گشتن : چو پیروز گردی زتن خون مریز چو شد دشمن بدکنش در گریز. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروز گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) ظفر یافتن . پیروز شدن . غالب آمدن . دست یافتن . چیرگی یافتن . فاتح آمدن . پیروز گشتن : چو پیروز گردی زتن خون مریز چو شد دشمن بدکنش در گریز. فردوسی .