واژه جو

پیروزرام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیروزرام .(اِخ ) بروایت شاهنامه نام قدیم ری است : یکی شارسان کرد پیروزرام بفرمود کو را نهادند نام جهاندیده گوینده گفت این ری است که آرام شاهان فرخ پی است . فردوسی . ◄ فیروزرام، بگفته ٔ معجم البلدان از قراء ری بوده است .

معنی پیروزرام | واژه جو