پیروزه تخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروزه تخت . [ زَ / زِ ت َ ] (اِ مرکب ) تخت از پیروزه کرده . سریری از پیروزه ساخته . تخت برنگ پیروزه یا پیروزه درو درنشانیده : بر آن پیروزه تخت ازتاجداران رها کردند می بر جرعه خواران . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروزه تخت . [ زَ / زِ ت َ ] (اِ مرکب ) تخت از پیروزه کرده . سریری از پیروزه ساخته . تخت برنگ پیروزه یا پیروزه درو درنشانیده : بر آن پیروزه تخت ازتاجداران رها کردند می بر جرعه خواران . نظامی .