واژه جو

پیش چشم کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیش چشم کردن . [ ش ِ چ َ /چ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در منظر قرار دادن . برابر دیده نهادن : آنچه نسخت کردند از خزانه ها بیاوردند و پیش چشم کردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢١٧).

معنی پیش چشم کردن | واژه جو