پیش گیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حامص.)<BR>۱- جلوگیری کردن.<BR>۲- پیش از بروز بیماری اقدام کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حامص.) ۱- جلوگیری کردن. ۲- پیش از بروز بیماری اقدام کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش گیری . (حامص مرکب ) عمل پیش گیر. دفع. جلوگیری .
فرهنگ طیفی واژهدان
بهداشت، قرنطینه، ضدعفونی حشرهکش ایمنی، ایمنسازی، واکسناسیون، واکسیناسیون، آبلهکوبی، مایهکوبی مقاومت، ایمنی، مصونیت، سیستم ایمنی بدن، پایداری تلقیح تنظیم خانواده، جلوگیری، قرص ضدبارداری، کاندوم، کاپوت، آییودی، کپسول زیرپوست، جلوگیری بین فواصل حاملگی لوله بستن، توبکتومی، وازکتومی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی