پیشترک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشترک . [ ت َ رَ ] (ص تفضیلی مصغر، ق مرکب ) مصغر پیشتر. کمی پیش . اندکی قبل : پیشترک زین که کسی داشتم شمع شب افروز بسی داشتم . نظامی . ◄ اندکی جلوتر : زینگونه که شمع می فروزم گر پیشترک روم بسوزم . نظامی . من که درین منزلشان مانده ام مرحله ای پیشترک رانده ام . نظامی .