پیلسته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ تِ) (اِمر.) ۱- استخوان فیل، عاج. ۲- انگشت دست و ساعد که مانند عاج سفید است.واژه قبلی: پیلتنواژه بعدی: پیله