پیله
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(لِ) (اِ.) ۱- محفظهای که کرم ابریشم و بعضی حشرات دیگر با لعاب دهان خود، دور خود درست میکنند و پس از طی کردن دوره د گردیسی و بالغ شدن، از آن خارج میشوند.
(~.)(اِ.) ۱- چرک و ورم کردن پای دندان، آبسه. ۲- جوش مانندی که در پلک چشم بوجود میآید.
(~.) (اِ.) (عا.) کینه، عداوت.