پیله ور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. وَ)(اِمر.)۱ - دست فروش، دوره گر د. ۲- عطار، پزشک.مترادفها و واژههای مرتبطپیشهور، خردهفروش، دورهگرد، کاسب، محترفهواژه قبلی: پیلهواژه بعدی: پیله کردن