پیکارکرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیکارکرد. [ پ َ / پ ِ ک َ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) پیکار کردن . جدال . مجادلة : چنین برز و بالا و این کارکرد نه خوب است با دیو پیکارکرد. فردوسی . ◄ (اِ مرکب ) (در اصطلاح موسیقی ) نام سرودی و آهنگی از موسیقی : زننده دگرگون بیاراست رود برآورد ناگاه دیگر سرود که پیکارکردش همی خواندند چنین نام از آواز او راندند. فردوسی .