چاربندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاربندی . [ ب َ ] (اِ مرکب ) ریسمان یا طنابی که طفل نوآموز را که میخواهد سوار کاری بیاموزد بدان وسیله به اسب می بندند : دو دری شدچو کوی طراران چاربندی چو بند عیاران . نظامی . ◄ زنبیل و توشه دان . (ناظم الاطباء). چنته مانندی است که مسافر به پشت بسته دو بند از زیر بغل و دوبند از روی دو شانه میگذرانند. (گنجینه ٔ گنجوی ص ٤٤). ◄ (ص نسبی ) منسوب به چاربند. رجوع به چاربند شود. کودک نوآموز یا هر سوارکاری که به وسیله ٔ طناب یا ریسمان به اسب بسته شده باشد : چاربندی رسید پیکی چست راه شش طاق هفت گنبد جست . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی