چار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چار. (اِ)(اِخ ) تزار. تیسار. تزار : چار روسیه (پادشاه روس ).
چار. (اِ)(ص ) سزاوار و لایق . (ناظم الاطباء).
چار. (اِ) به زبان علمی اهل هند به معنی جاسوس باشد. (برهان ). مأخوذ از سانسکریت «چاره » .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چار. (اِ)(اِخ ) تزار. تیسار. تزار : چار روسیه (پادشاه روس ).
چار. (اِ)(ص ) سزاوار و لایق . (ناظم الاطباء).
چار. (اِ) به زبان علمی اهل هند به معنی جاسوس باشد. (برهان ). مأخوذ از سانسکریت «چاره » .