چالانچی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر. ] (ص نسب.) سازنده، نوازنده، ساززن.واژه قبلی: چال کردنواژه بعدی: چالاک