چال کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص ل.) ۱- گودال درست کردن. ۲- زیر خاک کردن، دفن کردن.مترادفها و واژههای مرتبطدفن کردن، مدفون کردن ≠ نبش کردنزیر خاک پنهان کردنکندن، حفر کردن ≠ پر کردنواژه قبلی: چالواژه بعدی: چالانچی