چخنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ خَ دِ) (ص فا.)<BR>۱- کوشنده، ساعی.<BR>۲- ستیزه کننده.<BR>۳- دم زننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ خَ دِ) (ص فا.) ۱- کوشنده، ساعی. ۲- ستیزه کننده. ۳- دم زننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چخنده . [ چ َ خ َ دَ / دِ ] (نف ) آنکه میچخد. کوشش کننده . سعی کننده . کوشا. ساعی . ◄ ستیزه کننده .خصومت گر. دشمنی کننده . ستیزه جو. ستیزه گر. ◄ آنکه بر روی کسی جستن کند. جستن کننده بر روی دیگری . ◄ دم زننده . رجوع به چخ و چخیدن شود.