چخمور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چخمور. [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کله پوز بخش مرکزی شهرستان میانه که در ٣٣هزارگزی جنوب باختری میانه و٣٣هزارگزی شوسه ٔ میانه به تبریز واقع شده . کوهستانی و معتدل است و ٢٠٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، نخود، عدس و بزرک، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چخمور. [ چ َ ] (ص )لوچ و دوبین، در اصطلاح اهالی تک قزوین . (از فرهنگ نظام ). ◄ (اِ) داءالثعلب . ریختن یا کم شدن موی سر و ابرو و غیره .