چراغ براه نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ براه نهادن . [ چ َ / چ ِ ب ِ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) روشنی پیش پای کسی گذاشتن . رفع تاریکی و ظلمت کردن . چراغ بر سر راه برای روشن بودن معبر نهادن . معبر و گذرگاه را بوسیله ٔ چراغ روشن ساختن : رخ برفروز و غاشیه بر دوش ماه نه خورشید را ز حسن چراغی براه نه . طالب آملی (از آنندراج ). زچشم دل بکام آرزویم چراغی نه براه گفتگویم . منیر (از آنندراج ).