چراغانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چِ) (ص نسب.)<BR>۱- منسوب به چراغان ؛ چراغهای بسیاری که در جشنها و عروسیها روشن کنند.<BR>۲- مجلس شادمانی که در آن چراغهای بسیار روشن کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چِ) (ص نسب.) ۱- منسوب به چراغان ؛ چراغهای بسیاری که در جشنها و عروسیها روشن کنند. ۲- مجلس شادمانی که در آن چراغهای بسیار روشن کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغانی . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) چراغان . چراغوانی . چراغبانی . آئین بستن کوی و برزن شهر و چراغ بسیار روشن کردن در جشن ها وعروسی ها. جشن و شادی . چراغونی . چراغبارانی . چراغبارونی .
فرهنگ طیفی واژهدان
روشنایی، روشنایی خیابان، آذینبندی، نورپردازی نورافکن