چربک خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چربک خوردن . [ چ ُ ب َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) سخن دروغ راست مانند را باور کردن . دروغی راست مانند را باور داشتن و پذیرفتن : پس از آن چربک امیر خراسان بخورد و چندان استخفاف کرده ببخارا آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٠٤). اریارق این چربک بخورد، و افسون این مرد بزرگوار بر وی کار کرد. (تاریخ بیهقی ).