چرخ زنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ زنان . [ چ َ زَ ] (نف مرکب، ق مرکب ) گردگردان . در حال چرخیدن . دورزنان . گردان و چرخان : کف چرخ زنان بر می می رقص کنان در دل دل خارکنان از رخ گلزار نمود اینک . خاقانی . کمتر از ذره نئی پست مشو مهربورز تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان . حافظ.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی