چرخاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ) (اِمر.) چرخی که به قوة آب حرکت کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ) (اِمر.) چرخی که به قوه آب حرکت کند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخاب . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چمچال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاه که در ١٢هزارگزی جنوب صحنه و ١٢هزارگزی شوسه ٔ کرمانشاه به همدان واقع است . دشت، سرد و معتدل است و ٦٦ تن سکنه دارد. آبش از گاماسیاب، محصولش غلات، حبوبات و توتون . شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چرخاب . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان براآن، بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان که در خاور شهر واقع و جزء اصفهان است . (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
چرخاب . [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «اسم یکی از محلات قدیم اصفهانست که در استیلای افاغنه خراب شده ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢١٨).
مترادف و متضاد واژهدان
آسیا، آسیاب چرخ آبکشی گرداب
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی