چرش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرش . [ چ ِ رِ ] (اِ) (در بعضی لهجه ها) چریش .سریش . سرش . نوعی ماده ٔ چسبناک . رجوع به چریش شود.
چرش . [ چ َ رِ ] (اِمص ) اسم مصدر از چریدن . چرا. چریدن . (ناظم الاطباء). ◄ علف دادن . (فرهنگ شعوری ). ◄ (اِ) چاشنی و مزه . (ناظم الاطباء).
چرش . [ چ َ رَ ] (اِ) جو و گندم بلغورکرده . ◄ چراگاه . (ناظم الاطباء). چراگاه و مرعی . (فرهنگ شعوری ). ◄ ضیافت و مهمانی . (ناظم الاطباء). در بعضی نسخه ها، روز عید و بزم و جشن . (فرهنگ شعوری ). ◄ فراهم آورنده ٔ ضیافت . (ناظم الاطباء).