چرلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرلو. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از حومه بخش سراسکند شهرستان تبریز که در ١٢هزارگزی شمال سراسکند و ١٢هزارگزی راه شوسه سراسکند به سیاه چمن واقعست . کوهستانی و معتدل است و ٢٧٠ تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات، حبوبات و پنبه، شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چرلو. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایرغان بخش مرکزی شهرستان سراب که در ٧٥٠٠گزی باختر سراب و پانصدگزی راه شوسه ٔ تبریز واقع است . جلگه و معتدل است و ١٧٤ تن سکنه دارد. آبش از چاه، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش شوسه است . این ده را «چرمی » نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).