چشم دوختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نگریستن، خیره نگریستن، زل زدن، نگاه کردن، نظر کردن، دقت کردن، توجه کردن براق شدن، خیره و مستقیم نگاه کردن، بر زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نگریستن، خیره نگریستن، زل زدن، نگاه کردن، نظر کردن، دقت کردن، توجه کردن براق شدن، خیره و مستقیم نگاه کردن، بر زدن