چشم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دیده، بیننده، بصر، عین کاسه چشم، تخم چشم، قرنیه، مردمک، عنبیه، عدسی، سفیدی چشم، زجاجیه، رتینا، شبکیه، عصب بینایی، مشیمیه، غده اشک، ابرو قدرت دید، تطابق چشم شور، طلسم پلک، مژه، مژگان، ابرو اشک، گریه، [شیون]، سرشک، ژاله، آب دیده، دمع، گوهر دیده، گوهر مژگان، لولوی تر، خونابه، آب اشک شوق، گریه شادی، گریه خوشحالی، اشک طرب، اشک ندامت نرگس، بادام، خمار، شهلا کمان ابرو، ماه نو، هلال بیناییسنجی، اپتومتری عیبهای چشم: پیرچشمی، دوربینی، نزدیکبینی، آستیگماتیسم، …، کمسویی