چشم گشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم گشته . [ چ َ / چ ِ گ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) احول بود. (فرهنگ اسدی ). احول را گویند. (برهان ). احول که عبارت از کج نظر باشد. (آنندراج ). احول و لوچ . (ناظم الاطباء). احول و کج بین . (فرهنگ نظام ) : هجا کرده ست پنهان شاعران را قریع، آن کور ملعون چشم گشته . عسجدی (از فرهنگ اسدی ).