چونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چونی . (حامص ) چگونگی . (ناظم الاطباء). مقابل چندی و کمیت . (فرهنگ فارسی معین ). کیفیت . (یادداشت مؤلف ) : دعوی که مجرد بود از شاهد معنی باطل شودش اصل به چونی و چرائی . سنائی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چونی . (حامص ) چگونگی . (ناظم الاطباء). مقابل چندی و کمیت . (فرهنگ فارسی معین ). کیفیت . (یادداشت مؤلف ) : دعوی که مجرد بود از شاهد معنی باطل شودش اصل به چونی و چرائی . سنائی .