چکمه پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چکمه پوش . [ چ َ م َ / م ِ] (نف مرکب ) پوشنده ٔ چکمه . کسی که چکمه در پای کند آنکس که پوتین ساق بلند را پای افزار کند : سفر میکند از سرت عقل و هوش شد از فکر چقشور چون چکمه پوش . طاهر وحید (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چکمه پوش . [ چ َ م َ / م ِ] (نف مرکب ) پوشنده ٔ چکمه . کسی که چکمه در پای کند آنکس که پوتین ساق بلند را پای افزار کند : سفر میکند از سرت عقل و هوش شد از فکر چقشور چون چکمه پوش . طاهر وحید (از آنندراج ).