چیدن و واچیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیدن وواچیدن . [ دَ ن ُ دَ ] (مص مرکب ) اشیائی گرانبها به تناسب در جایها نهادن . به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منتظم آراستن . به کاخال و زینتها مزین کردن .رجوع به چیده و واچیده شود. ◄ منظم و مرتب کردن و سپس بر هم زدن و به هم ریختن : از آنکه کار جهان چیدنست و واچیدن . ؟