واژه جو

چیره دل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چیره دل . [ رَ / رِ دِ] (ص مرکب ) قوی دل . بی پروا. پردل . جسور : به ایران زمین باز کردند روی همه چیره دل گشته و رزم جوی . دقیقی .

معنی چیره دل | واژه جو