ژاژخای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژاژخای . (اِخ ) لقب طیان شاعر. رجوع به ژاژخا و طیان شود.
ژاژخای . (نف مرکب ) رجوع به ژاژخا شود : دل به بیهوده ای مکن مشغول که فلان ژاژخای می خاید. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژاژخای . (اِخ ) لقب طیان شاعر. رجوع به ژاژخا و طیان شود.
ژاژخای . (نف مرکب ) رجوع به ژاژخا شود : دل به بیهوده ای مکن مشغول که فلان ژاژخای می خاید. ناصرخسرو.