کاتب اسکافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاتب اسکافی . [ ت ِ اِ ] (اِخ ) ابوعلی محمدبن احمدبن جنیدبغدادی مشهور به ابن جنید. از اعاظم فقهای امامیه و اکابر علمای دینیه و از مشایخ شیخ مفید و مشایخ نجاشی و شیخ طوسی بوده و نخستین کسی است که باب اجتهاد را مفتوح ساخته و احکام شریعت را بر روی آن اساس و اعمال فقهیه مبتنی ساخته و یا آنکه در این موضوع حسن بن ابی عقیل را اقتفا جسته، این است که این دو فقیه جلیل در اغلب احکام فقهیه و فتاوی دینیه موافق هم بوده و از ایشان به قدیمین تعبیر نمایند و صاحب ترجمه راه افراط پیموده و قیاس را حجت میدانسته است و این است که اختلافات وی در احکام فقهیه به همین جهت محل توجه فقها نبوده و کتابهای او را متروک داشته و کان لم یکن پنداشته اند لکن دور نیست که استدلالات او با قیاسات عقلیه در بعضی از مسائل فقهیه بعد از استدلال به کتاب و سنت محض از راه الزام خصم و اتمام حجت باشد و بس، چنانچه محقق در معتبر و کثیری از اجله همین رویه را معمول داشته اند و تحقیق حق در این مسئله و صحت نسبت عمل به قیاس و عدم صحت آن خارج از موضوع کتاب است و پوشیده نماند که اسکافی مصنفات بسیاری قریب به چهل یا پنجاه کتاب در فقه و اصول و کلام و ادبیة و غیرها داشته و بعضی از آنها را ثبت اوراق مینماید: ١ - احکام الارش ٢ - احکام الصلوة ٣ - احکام الطلاق ٤ - الاحمدی فی الفقه المحمدی ٥ - الارتیاع فی تحریم الفقاع ٦ -ازالة الران عن قلوب الاخوان ٧ - استخراج المراد من مختلف الخطاب . ٨ - الاستنفار الی الجهاد ٩ - الاستیفاء ١٠ - الاسری ١١ - الاسفار فی الرد علی المویدة ١٢ - الاشارات الی ماینکره العوام ١٣ - اشکال جملة المواریث ١٤- اظهار ما ستره اهل العناد من الروایة عن ائمة العترة فی امرالاجتهاد. ١٥ - الافهام لاصول الاحکام ١٦ - الالفه در کلام ١٧ - الفی مسئله . ١٨ - امثال القرآن . ١٩ - الایناس بائمة الناس . ٢٠ - البشارة و النذارة. ٢١ - تبصرة العارف ونقدالزایف در فقه اثناعشری و حاوی احتجاج بر مذهب حق و رد معارضات مخالفین در احکام میباشد. ٢٦ - حدائق القدس . ٢٧ - قدس الطور و ینبوع النور فی معنی الصلوة علی النبی (ص ) و غیر اینها. باری صاحب ترجمه را به جهت مهارتی که در اصول املا و انشا داشته کاتب هم میگفتند که در اصطلاح قدما دارای این صناعت را به همین لقب ملقب میداشته اند و در سال سیصد و هشتاد و یک از هجرت (٣٨١ هَ . ق .) که سال وفات صدوق است فوت کرد و کلمه ٔ شفا ماده تاریخ وفاتش میباشد و در نخبةالمقال در باب محمدین که پدرشان احمد است گوید؛ سبط الجنید لکاتب الاسکافی عنه المفید افقه الاشراف رجوع به ابن جنید و خاندان نوبختی ص ١١٧و ریحانة الادب ج ٣ ص ٣٣٠ و ج ١ ص ٧٠ شود.
کاتب اسکافی . [ ت ِ اِ ] (اِخ ) محمدبن همام بن سهل یا سهیل کاتب مکنی به ابوعلی شیخ اجل اقدم ثقه و جلیل القدر و کثیرالروایه و از مشایخ شیعه و در هر فنی از فنون علمیه مقدم بوده و از معاصرین محمدبن یعقوب کلینی میباشد و کتاب الانوار فی تاریخ الائمة الاطهار از اوست و در سال سیصد و سی و دویم یا ششم از هجرت (٢٣٢یا ٢٣٦ هَ . ق ) در بغداد عازم گلزار جنت گردیده و در مقابر قریش مدفون و جد وی از مجوسیت به اسلام آمده بوده است . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٣٣٠ و ج ١ ص ٧١).