کارتیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارتیل . (اِخ ) شهری از گرجستان . و ولات گرجستانات متعلّقه به ایران، گرجستان، کارتیل و کاخت و تفلیس است . (تذکرة الملوک چ ٢ ص ٥) : ارکلی خان والی گرجستان، کاخت و کارتیل مقدمش را گرامی و او را به تفلیس برده منزلی مرغوب به جهت او مهیا و جمعی را به خدمت و پرستاریش مأمور ساخت . (مجمل التواریخ گلستانه ص ٣٤٨). رقم اشفاق آمیز بارکلی خان والی کاخت و کارتیل در طلب آزادخان به جانب گرجستان روانه ساخت . (ایضاً مجمل التواریخ ص ٣٤٩). و رجوع به لغت کاخت شود.