کارنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ دِ یا دَ) (ص فا.) ۱- کار کننده، عمل - کننده. ۲- کشت کننده، زارع.واژه قبلی: کارناوالواژه بعدی: کارنگ