کارنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ) (ص فا.) ۱- زبان آور، چرب زبان. ۲- صاحب طرب.واژه قبلی: کارندهواژه بعدی: کاره