کارواندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارواندر. [ کارْ / رِ دَ ](اِخ ) یکی از دهستان های بخش خاش شهرستان زاهدان . این دهستان در جنوب باختری خاش واقع است و راه شوسه ٔ خاش به ایرانشهر از مرکز دهستان میگذرد و حدود آن به شرح زیر است : از طرف شمال به دهستان گوهر کوه . از طرف خاور بدهستان ایراندگان . از طرف جنوب به بخش حومه ٔایرانشهر از طرف باختر به بخش بزمان از شهرستان ایرانشهر منطقه ای است کوهستانی خاکی، هوای آن گرمسیر است . رودخانه ٔ کارواندر از ارتفاعات شمالی دهستان سرچشمه گرفته، قسمتی از آبادی های اطراف خود را مشروب میسازد و سیلاب آن پس از گذشتن از ایرانشهر و بمپور به جازموریان منتهی میشود. محصول عمده ٔ دهستان غلات و برنج و خرما و لبنیات و شغل مردان زراعت و گله داری است .از ١٩ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده، جمعیت آن در حدود ١٥٠٠ نفر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
کارواندر. [ کارْ / رِ دَ ] (اِخ ) دهی از مرکز دهستان کارواندر بخش خاش شهرستان زاهدان . ٦٥ هزارگزی جنوب باختری خاش . کنار شوسه ٔ خاش به ایرانشهر. کوهستانی و گرمسیر مالاریائی و دارای ٢٠٠ تن سکنه است . آب از رودخانه دارد. محصول آن غلات و برنج و خرما و شغل اهالی زراعت است . راه شوسه و پاسگاه ژاندارمری و دبستان و تلفن امتحان خط تلگراف دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).