کارکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ) (اِ.) مُسهل.(~.) (ص.) دارای عادت یا گرایش به کار کردن، کاری، کوشا، فعال.مترادفها و واژههای مرتبطکاریرنجبر، زحمتکش، کارگرمسهل، منجز، منضجواژه قبلی: کارکشتگیواژه بعدی: کارکیا