کاری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص نسب.) ۱- فعال، مفید. ۲- پهلوان و دلاور جنگی. ۳- بسیار مؤثر، کارگر.مترادفها و واژههای مرتبطکارگراثربخش، موثرزحمتکشواژه قبلی: کارگشاییواژه بعدی: کاریر