کارگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) (ص.) ۱- شاغل، کارکننده. ۲- مؤثر.مترادفها و واژههای مرتبطزحمتکش، عمله، فعلهثمربخش، موثر، نافذکاریواژه قبلی: کارگاهواژه بعدی: کارگر شدن