کاسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسب . [ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از کسب . کسی که کسب کند. ج، کسبه و کاسبون . (ناظم الاطباء). و کاسبین . ◄ ورزنده و یابنده . (ناظم الاطباء). ◄ جمعکننده و طلب کننده و حاصل کننده . (فرهنگ نظام ). ◄ کسی که با صنعت یا خرید و فروش روزی تحصیل میکند. فرهنگستان بجای کاسب پیشه ور را وضع کرده . (فرهنگ نظام ). و رجوع به واژه های فرهنگستان شود. پیشه ور و صنعتگر و صانع و اهل حرفت . (ناظم الاطباء). - امثال : کاسب حبیب خداست . حدیث : الکاسب حبیب اﷲ. (امثال و حکم دهخدا) : رمز الکاسب حبیب اﷲ شنو از توکل در سبب کاهل مشو. مولوی . ◄ گیرنده ٔ تاوان و جریمانه . (ناظم الاطباء).
کاسب . [ س ِ ] (اِخ ) از اعلام است . (ناظم الاطباء). ◄ (ع اِ) ابوکاسب ؛ گرگ . (منتهی الارب ).