کاسه بازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه بازی . [ س َ / س ِ ] (حامص مرکب ) کاسه گردانی . نوعی از رقص و بازی است از عالم شیشه بازی و صراحی بازی وتحقیق آن است که کاسه باز کسی باشد که خرقه میپوشد واز زیر خرقه ظرفها برمی آرد و در مصطلحات نوشته که دو سه کاسه ٔ چینی پر آب میکنند و کاسه بازان واژگون شده کاسها بر پشت گذارند و بتحریک سرین آن را بجنبانندو بدوش خود رسانند و قطره ای آب از آن نمیریزد و مجازاً بمعنی مکاری و حیله گری آید. (غیاث ) : کاسه ٔ لاله اگر بشکست بر جای خود است ز آنکه جای کاسه بازی مغز سنگ خاره نیست . کمال الدین .