کاسه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه شدن . [ س َ / س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از کوشیدن و تلاش نمودن باشد. ◄ گوژ شدن و خمیده گردیدن . (برهان ) : بر آهن اگر دوش زندشیشه ٔ عهدم ازحلبی آن کاسه شود پهلوی سندان . ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه شدن . [ س َ / س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از کوشیدن و تلاش نمودن باشد. ◄ گوژ شدن و خمیده گردیدن . (برهان ) : بر آهن اگر دوش زندشیشه ٔ عهدم ازحلبی آن کاسه شود پهلوی سندان . ظهوری (از آنندراج ).