واژه‌جو

کافورموی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کافورموی . (ص مرکب ) کنایه از سفیدموی است : بیامد یکی پیر کافورموی ز پس باز شدکودکی خوبروی . اسدی .

معنی کافورموی | واژه‌جو