کافی نبودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کم آوردن، کم داشتن، مجهز نبودن، نیاز داشتن کم بودن، تکافو نکردن کم آوردن، باکمبود مواجه شدن، کفگیر بهته دیگ خوردن، بهروغنسوزی افتادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کم آوردن، کم داشتن، مجهز نبودن، نیاز داشتن کم بودن، تکافو نکردن کم آوردن، باکمبود مواجه شدن، کفگیر بهته دیگ خوردن، بهروغنسوزی افتادن