کامل
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تکمیل، درست، تام، تمام، پایانیافته، بهتماممعنا، یکجا، تمامعیار، کامل (دارای کمال) مفصل، مشروح، باذکر جزئیات، طویل [کلام] بهسزا، صحیح، قرص، بیعیب، دستنخورده بهاندازه، کافی لبریز، پر دارا، شامل دریکنوبت، یکسره، یکبند، یکتکه، یکپارچه، همهجانبه، سراسری، جامع، فراگیر آماده مکمل، کاملکننده، تکمیلی، اضافی، متمم بالابلند تمام-، (∊تمامقد) تاآخرین حد، فول، منتهای، کاملا گرانبار مطلق، محض، ساده، خالص مفرط، فاحش ریشهای، اساسی، بنیادی حسابی