کاینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاینه . [ ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) امر کردن باشد به شخصی که، چشم از من مگردان و با من باش، و به این معنی کایینه با دو یاء حطی هم به نظر آمده است . (برهان ). ◄ چشم بود، گویند کاینه بدو دار، یعنی چشم از او بر مگردان (یادداشت مؤلف ). ظاهراً مصحف کابنه است و (ببای موحده ) نیز قافیه ٔ هر آینه و آینه تواند بود لیکن ازشعری منسوب به نظامی عروضی برمی آید که آن را به معنی چشم خانه به کار برده اند. (از یادداشتهای مؤلف ).