کبش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- قوچ، گوسفند شاخ دار. ۲- مهتر و بزرگ قوم. ج. اکباش. کبوش.واژه قبلی: کبستواژه بعدی: کبل