کبل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ بَ) (اِ.) کول، پوستینی که از پوست گوسفند درست کنند.واژه قبلی: کبشواژه بعدی: کبلا