واژه جو

کبود خراس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبود خراس . [ ک َ خ َ ] (اِ مرکب ) آسیای کبودرنگ . ◄ کنایه از آسمان است . کبود حصار. کبود طشت : ای خداوند این کبود خراس بر تو از بنده صد هزار سپاس . ناصرخسرو.

معنی کبود خراس | واژه جو